آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

جوجه های مامان

مروری بر دو ماه گذشته

گل پسرم سلام.مامان قربونت بره.اینقد تنبلی کردم تا فروردینم تموم شد.دیگه کارای این دو ماهتو تو یه پست مینویسم.هر چند که خیلیاش یادم نیست. نمیدونم کدوم کارات مال بیست و چهار ماهگیو کدوم مال بیست و پنج ماهگیته.همه رو باهم مینویسم. مامان جان حرف زدنت تقریبا کامله.خیلی شیرین حرف میزنی.همه چیو خوب یاد گرفتی.بعضی وقتا یه چیزایی میگی ما چشمامون از تعجب باز میمونه و کلی به حرفات میخندیم.مامانم خیلی حرف زدنتو دوس داره.کلی قربون صدقت میره.هروقت تلفنی با مامانم حرف میزنم،میگی میخوام حرف بزنم.بعدم کلی حرف میزنی و کاراتو توضیح میدیو اسباب بازیاتم نشون میدی.اگه تلفنو قطع کنم و شما حرف نزده باشی،تلفنو میاریو همینطوری شماره میگیری،میگی میخوام با مامان جو...
28 فروردين 1395

مراقبت دو سالگی

پسر مامان سلام.اصلا یادم نبود باید دو سالگیت میبردمت بهداشت. چند روز پیش یکی از فامیلامون پرسید که بردمت یا نه!اگه یادم میبود قبل از تعطیلات میبردمت.ولی مهم نیست.دیروز هفت فروردین بردمت. نمیدونستم برای دو سالگی از یه ترازوی دیگه استفاده میکنن.همش تو این فکر بودم که چطور بذارمت رو ترازو!آخه شما هم تازه از خواب بیدار شده بودی. خوشبختانه خوب همکاری کردی.رفتی رو ترازو وایسادی،گفتم صفحه رو نگاه کن تا یه موقع نیای پایین.ماشالا شدی پونزده کیلو.خانومه گفت خیلی عالیه.از این بیشتر نباید بشه.گفتم غذا خوردنت خوب نیست.گفت وزنت خوبه.قدت هزار ماشالا شده نود و شیش.از نمودار زد بیرون!بیرون از نمودار برات علامت زد.فکر کنم نمودار تا نود وپنج بود. گفتم...
8 فروردين 1395

دو سال با تو بودن گذشت

گل پسرم سلام.دردت به جونم ديگه حسابي بزرگ شدي مامان. دو سال گذشت.با فراز و نشيباش هم خوشي داشت هم سختي. هم خيلي كارا كردي كه ناراحت و اذيت شدم،هم خيلي كاراي بامزه و شيرين زبوني داري،طوري كه فقط ميخوريمت. خيلي چيزا ياد گرفتي.خيلي حرف زدنت خوب شده. هنوزم سخت ميخوابي.خيلي خوب غذا نميخوري.هنوزم شير ميخوري.متاسفانه هنوز نتونستم از شير بگيرمت. امروزم نميتونم برات جشن تولد بگيرم.ميخوايم بريم سر خاك.الان قصر شيرين هستيم.از ديشب اينجاييم.بعد از صبحونه انشاالله ميريم نفت شهر سر خاك. انشاالله فردا شب يه مراسم كوچيك برات ميگيرم.كيك سفارش دادم برات.ولي وقت آتليه نگرفتيم هنوز.همشم تقصير باباته. انشاالله تو يه پست ديگه كاراي ماه گذشتتو...
28 اسفند 1394

مرواریدای جدید

گل پسر مامان چند تا دندون دیگه درآوردی عزیزم. چند روز پیش بود که دیدم بقیه دندونای نیشت یه کوچولو از لثت زده بیرون.و  دندون آسیاب راستت از بالا. الان دیگه دندونات قشنگ معلومن. با اینکه برات مسواک میزنم ولی باز دندونات به خاطر قطره آهن سیاه شده.دیگه مسواکم اثری روش نداره. با این چهار تا دندون جدید،کلا شونزده تا دندون داری مامانی. مرواریدات مبارک باشه گل من. ...
26 اسفند 1394

دوازدهمین مروارید

گل پسرم سه تا دندونای آسیابت درومده،منتظر بودم چهارمیش از بالا از راست در بیاد که هنوز در نیومده. بجاش دندون نیش راستت از بالا از لثت زده بیرون. دندونت تا یه ذرش از لثت بیرون بزنه تا وقتی که قشنگ مشخص بشه چند روز طول میکشه. چند روز پیش متوجه این دندونت شدم.ولی الان که دیگه قشنگ مشخص شده و تیزیش با دست معلومه اومدم پست گذاشتم فدات. فکر نکنمـاون آسیابت فعلا در بیاد.انگار دندونای نیش پایینت زودتر از اون در بیاد. این دندونات زودتر در بیاد تا بتونی خوب غذا بخوری.آخه الان بیشتر غذاتو قورت میدی.کم پیش میاد بتونی بجوی. دوازدهمین مرواریدت مبارک باشه گلم.قربونت برم عزیزم.
5 اسفند 1394

بیست و سه ماهگی

گل مامان سلام.قربونت برم پسرم داری به تولد دو سالگیت نزدیک میشی.فقط یه ماهه دیگه مونده.بعد از دو سالگیت دیگه هر ماه پست نمیذارم.راستش نا یک سالگیت میخواستم هر ماه پست بذارم ولی دلم نیومد. خوب گل من،ماشالا قشنگ حرف میزنی.خیلی شیرین حرف میزنی.دیگه خوب جمله هارو میگی.خیلی کلمه ها بلد شدی.همه رو هم از حرف زدن ما یاد گرفتی بدون اینکه یادت بدیم.اینقده با مزه چیزایی که میخوایو میگی و لوس بعزی در میاری که فقط میخورمت. یه مدت کوتاه آروم شدی ولی باز دوباره حسابی شیطون شدی.یه جا بند نمیشی.جایی میریم که باید حواسمون بهت باشه.تو خونه ام که همش دنبالمی.نمیدونم چرا با اسباب بازیات سرگرم نمیشی و بازی نمیکنی.همش به من میچسبی یا خونه رو بهم میریزی. موند...
28 بهمن 1394

نی نی کوچولوه تازه وارد

آرش جونم این نی نی کوچولو آریا خان داداش اهوراس.چهارشنبه بیست و یکم بهنزدیک ظهر به د نیا اومد.خیلیم شبیه اهوراس. آریا جون به دنیا خوشم اومدی. ...
24 بهمن 1394

بیست و دو‌ماهگی

سلام گل پسر من.خوبی مامانی؟فدات بشم اینقد تنبل شدم که نگو.سختمه بیام وبلاگتو آپ کنم! فراموشکاریم بد دردیه.بیشتر کاراتو یادم نمیمونه. خوب بذار ببینم از کجا شروع کنم.... گل پسر من،بازی مورد علاقت بدو بدوه،شما هم بدویی و ما دنبالت کنیم.یا بدویم و توپ بازی کنیم.اینارو خیلی دوس داری. تو برنامه های تلویزیونم تبلیغاتو خیلی دوس داری.مخصوصا مایع دسشوییه اوه.تا صداشو میشنوی خودتو میرسونی و میگی ماهی.عمو پورنگم دوس داری،ولی فقط آهنگاش.به عمو پورنگم میگی عمو شیرین! حرف زدنت خیلی خوب شده.قبلا نمیتونستی دو‌کلمه باهم بگی.نمیتونستی بگی مامان بیا.یکیشو میگفتی.ولی الان سه کلمه پشت هم میگی.حرف زدنت خیلی بامزس.خودتم حسابی لوس میکنی. یکی دو بار...
28 دی 1394

آرشی رفته آرایشگاه

ناز پسرم سلام. موهات حسابی بلند و نامرتب شده.آخه قبلا موهاتو مدل زدیم،یه دست بلند نشده بود. به بابایی گفتم ببرتت پیش دوستش موهاتو مرتب کنه،گفت نه.آخه نمیخواست موهات کوتاه بشه. دیروز (شنبه بیست و شیش دی) بردمت آرایشگاه کودکان.از همون اولش شروع کردی گریه کردن و جیغ زدن.آب به موهات پاشید.خیلی بدت میاد سرت خیس بشه.با حموم کردنتم‌ مکافات داریم‌.مثلا آرایشگاه کودکانه،گفت دستاتو بگیرم،خودشم سرتو محکم گرفت تا نتونی تکونش بدی!شما هم یه سر جیغ میزدی.فقط گفتم مرتبش کنه از بلندیش کوتاه نشه. بعد از اصلاح موهات رفتی با وسایل بازی که تو آرایشگاه بود بازی کردی.رضایت نمیدادی ببرمت.به زور بردمت.آخه بابایی بیرون منتظرت بود. آرایشگره به همه ...
27 دی 1394